atamlm

شرکت بازاریابی شبکه ای عطاکو فعال در زمینه نتورک مارکتینگ .

atamlm

شرکت بازاریابی شبکه ای عطاکو فعال در زمینه نتورک مارکتینگ .

ورود شرکت های نتورک مارکتینگ خارجی به ایران(1)

شرکت نتورک مارکتینگ خارجی یکی از اولین تلنگرهایی بودند که ما را به سمت داشتن شرکت بازاریابی شبکه ای پیش برد. در سالهای دهه ۷۰ اکثر طرح های ایرانی به وضوح پونزی هایی نخ نما بودند. نتورک های خارجی برای اولین بار به ما استفاده جدیدی از شبکه انسانی را یاد دادند. اما آیا امروز هم می توانند برای ما آورده ای ایجاد کنند؟
در مطلب پیش رو قصد دارم به تحلیل وضعیت امروز ورود این شرکت ها به کشور بپردازم. با توجه به تغییرات ایران در این سه دهه، مزایا و چالش ها را از چند جنبه بررسی کنیم. قبل از آن که به بحث اصلی وارد شیم، به این سوال بپردازیم که اصلاً چرا نتورک های خارجی باید بخواهند که به ایران بیایند؟

چرا باید نتورک های خارجی تمایل به ورود به ایران داشته باشند؟


اولین دلیل هر شرکتی برای ورود به منطقه ای جدید افزایش فروش محصولات خود است. به طبع در این زمینه ایران یکی از بازارهای بکر برای اکثر محصولات مصرفی است.
ما ایرانی ها علاقه ای عجیب به اجناس خارجی داریم. آنقدر مهم نیست که چه چیز باشد. در اکثر موارد اعتقاد داریم “خارجیش بهتره”. البته از حق نگذریم که در بسیاری موارد آنها از تکنولوژی های به روز تری بر خوردارن و کیفیت تولیداتشون هم بالاتره.
خب این اخلاق ما از چشم شرکت های خارجی هم دور نمونده. بسیاری از شرکت های خارجی حتی شرایط خاص قیمت و کیفیتی مخصوص برای ما آماده می کنند. تا حس “خارجی خریدن” ما را ارضا کنند. این دلیل به ما می گوید که بازار ایران حتماً مورد توجه شرکت های بین المللی نتورک نیز هست.
از طرف دیگر با توجه وضعیت بیکاری در کشور، پتانسیل بالایی برای ورود به نتورک داریم. مخصوصاً اگر قرار باشد پورسانت ارزی بگیریم یا طرف قرارداد شرکتی بین المللی باشیم. در شرایط اقتصادی امروز باید فرصت ایجاد درآمد بین المللی را در کنار سادگی ورود به نتورک نگاه کنیم. با این وصف، ایران یک پیشنهاد اکازیون به حساب می آید.

سابقه نتورک خارجی در ایران


جدا از موارد بالا که شاید برای هر شرکت خارجی حتی غیر نتورک انگیزه ایجاد کند، ایرانی ها سابقه درخشانی در بازاریابی شبکه ای دارند. تا امروز خیلی از شرکت های کوچک و بزرگ تو ایران مشغول فعالیت شدن. دو تا از بارزترین این شرکت ها کیونت و اوریفلیم بودند. البته هر دو برای دوره ای بودند که نتورک در ایران قانون مند نبود و فعالیت هیچ کدام امروز مجاز نیست.

                                             
فارغ از مسایل قانونی، رشد این دو شرکت خبر از پتانسیل ایران برای نتورک مارکتینگ می دهد. شرکت کیونت در مدت کمتر از ۸ سال موفق به ثبت بیش از ۳ میلیون جایگاه در ایران شده بود. جالب اینکه حدود ۴ سال از این مدت را ما ایرانیان در کنار هشدار های مداوم رادیو و تلویزیون اقدام به عضوگیری می کردیم.
کیونت تک خرید با پلن باینری بود. وزنه کار ایرانی ها در کیونت بسیار سنگین بود. در حدی که ایران شاخه بزرگ یا اصطلاحاً “دست پتانسیل” شرکت به حساب می آمد. پتانسیل این رشد وقتی مشخص تر می شود که بدانید ۹۰ درصد ثبت نام کننده ها هنوز هم به دلیل محدودیت های قانونی محصول خود را دریافت نکرده اند.

تاثیر جهانی نتورک ایران

اوریف لیم هم با کمتر از ۴ سال فعالیت نتورک در ایران، به فروش بیش از ۱۰ میلیارد تومان در شهر تهران رسیده بود. این ۱۰ میلیارد آن روز ها معادل ۱۰ میلیون دلار بود که حتی در رتبه بندی جهانی این شرکت تاثیرگذار شد. جالب است بدانید که رکورد بالاترین سرعت رشد در هر دو شرکت نیز در عرض همان چند سال به دست ایرانی ها شکسته شد.

آیا شرکت های نتورک مارکتینگ خارجی نیازی به حضور در ایران دارد؟

قطعاً بازار ایران مورد توجه نتورک های خارجی هست. اما این توجه به استفاده از بازار ایران است نه لزوماً حضور در آن! تعداد کسانی که امروز در ایران مشغول همکاری با شرکت خارجی هستند کمتر از نتورکرهای شرکت های دارای مجوز است. اما با توجه نوسانات قیمت ارز گرایش به آنها بیشتر نیز می شود.
ناگفته نماند که برخی خدمات و مزایایی که این شرکت ها در سطح جهانی ارائه می کنند مورد حمایت قانون ایران نیست. حتی بعضی از سفر ها و پاداش های غیر نقدی شان خلاف قوانین و آئین نامه های ایران نیز هست. بنابراین بسیاری از کسانی که امروز و به طور زیر زمینی با شرکت های خارجی همکاری می کنند نیز علاقه ای به حضور شرکتشان در ایران ندارند.
اضافه می کنم که شرکت های خارجی که به زیر زمینی های ایران سرویس می دهند هم از این وضعیت ناراضی نیستند. عملاً با هزینه ای بسیار پایین تر از حضور خودشان از مزایای بازار ایران استفاده می کنند. یکی از ساده ترین این مزیت ها عدم تعهد در قبال تحویل محصول است.

تعهدات زیر زمینی

محصولات این شرکت ها توسط شبکه انسانی مجموعه های داخلی از کشور های اطراف قاچاق می شوند. مثلاً فلان شرکت خارجی محصولات خود را در کشور ارمنستان، دوبی، ترکیه، گرجستان و یا هر کشور همسایه دیگر تحویل می دهد. از آن به بعد شرکت هیچ مسئولیتی نسبت به دزدی، جابه جا شدن سفارش و خرابی محصول در مسیر قاچاق تا ایران ندارد. حتی احیاناً در صورت مطرح شدن این مسئله اظهار بی اطلاعی می کند.
نتورکر های زیر زمینی ما هم البته از روی نیت خیر به این موضوع دامن می زنند. آنها زنجیره قاچاق، هزینه ارسال، زمان ارسال و حتی سهم قاچاقچی را عالی پرزنت می کنند. طوری که هر شنونده بی اطلاعی جذب این رفتار سیستماتیک می شود.
قصدم از مطرح کردن این موضوع زیر سوال بردن کار هیچ کسی نیست. به هر حال امیدوارم هر کسی با دید باز در مورد تجارت و درآمدش تصمیم بگیرد. بر عکس منظورم دقت به این موضوعه که چه لزومی دارد با وجود مزیت سود بی مسئولیت از ایران، نتورک های خارجی هزینه ورود به ایران را متحمل بشوند. آنها می توانند با ظاهری بی اطلاع و بدون مسئولیت، از راه دور بازار ایران را پوشش دهند.

مراحل حضور شرکت های نتورک مارکتینگ خارجی در ایران

بیایید فرض کنیم که نتورک های خارجی همین امروز تصمیم به حضور رسمی در ایران بگیرند. از آنجایی که بالاخره “خارجی” هستند، مهارت و علاقه شان به دور زدن قوانین به اندازه ما نیست. احتمالاً آنها به جای اینکه به دنبال پیدا کردن منافذ قانون و ضعف های اجتماعی باشند، بر طبق روند کاری طرح تجاری خودشان عمل می کنند.
مثال صحبتم حضور قانونی شرکت اوریف لیم به عنوان یک شرکت موفق بین المللی، در دهه هشتاد در ایران است. در آن دوره هنوز کمیته نظارت تشکیل نشده بود و هر گونه شبکه سازی مشکوک بود. از طرفی انواع شرکت های بازاریابی شبکه ای خارجی، ایرانی و “ایرانیان خارجی نما” مثل قارچ سبز می شدند. هر کدام سهمی از بازار تشنه نتورک ایران طلب می کردند.
در اواسط این دهه (سال ۸۴)، برخورد جدی و هشدار های رسانه ای شدیدی علیه شرکت کیونت (گلد کوئست) وجود داشت. به همین دلیل حجم زیادی از نتورکر های زیرزمینی کوئست ایران طعمه انواع این قارچ ها بودند. این افراد طعم تصاعد را چشیده بودند اما ترس و احتیاط اجازه همکاری با کوئست را بهشان نمی داد. بنا براین انگار خودشان دنبال شرکتی بودند تا به آن پناه ببرند و نتورک کار کنند. البته به لطف همین پشتکار آنها در نهایت در سال ۸۸ این تجارت در ایران چهارچوب مند شد.
اما در بین تمام این شرکت ها، اوریف لیم با وقار سوئدی خود وارد ایران شد. او ابتدا به مدت کمتر از سه سال فقط محصولات خود را به صورت فروش مستقیم ارائه می داد. در این سه سال فعالیت شبکه سازی انجام نداد. بلکه مغازه هایی را به عنوان نمایندگی در نظر گرفت تا محصولات خود را آنجا ارائه کند. این کار هم باعث شناخت شرکت از بازار شد و هم برند محصولاتش در ایران شناخته شد.
با هلدینگ بزرگ عطاکو در سایت atamlm.ir همراه ما باشید. 


بهترین شرکت بازاریابی شبکه ای کدام است؟(بخش دوم)

این مقاله بخش دوم مقاله "بهترین شرکت بازاریابی شبکه ای کدام است؟"، می باشد که مابقی نکات را برای آن ذکر می کنیم.

فرهنگ صحیح سازمانی

صحبت کردن در مورد فرهنگ صحیح سازمانی و سازمان فروش و گروه آسان است اما ساختن سازمان بر طبق فرهنگ صحیح، بسیار سخت است. ساختن فرهنگ صحیح نیازمند انجام کارهایی بیش از صحبت کردن و ادعای فرهنگ است. نیازمند به وجود آوردن و گسترش فرهنگ همکاری و پیشرفت جمعی و همچنین وضع قوانین و محدودیت هایی برای کنترل گروه ها و بازاریابان است. نیازمند ایجاد روحیه فروش و تعاون است. نیازمند این است که از خود مدیر شرکت گرفته تا لیدرها و مجموعه داران و بازاریابان به این امر واقف باشند که باید بر طبق قوانین حرکت کرد تا بتوان به رشد و پیشرفت رسید. شرکتی که این فرهنگ را توسعه و آموزش می دهد، شرکت مناسبی است.

حفظ مشتری

حفظ مشتری با سیاست های صحیحی که شرکت برای به حداقل رساندن ضرر به مشتری وضع می کند، صورت می گیرد زیرا موفقیت توزیع کننده بستگی به تلاش های او تحت شرایط بازار دارد و هیچ راهی برای از بین بردن زیان های احتمالی به توزیع کننده وجود ندارد. اما می توان گفت کارهایی برای کاهش و یا به حداقل رساندن زیان توزیع کننده وجود دارد. شرکت های هوشمند هزینه زیادی را صرف حفظ مشتری می کنند؛ چرا که در نهایت موجب حفظ بازاریاب و سود آوری شرکت است.

 

حضور فیزیکی

این مورد بسیار قابل تأمل است. بر اساس مشاهدات اینجانب، شرکت ها وقتی که در جلسات تیم های کاری حضور دارند، بهتر عمل می کنند. ایده دفترهای حضور ابری ایده جالبی به نظر می رسد اما  حضور در دفاتر مجازی کمتر مؤثر خواهد بود و کار تیمی در دفاتر فیزیکی قانونی و شعب شرکت مؤثرتر خواهد بود.

سرمایه شرکت ها

ایده شروع کار یک شرکت بازاریابی شبکه ای، نیاز به سرمایه دارد. به عقیده من بزرگترین اشتباه در تاسیس یک شرکت بازاریابی شبکه ای در هنگام تأسیس، عدم درک سرمایه مورد نیاز است. آنها برآورد می کنند که شرکت در چند ماه اولیه به سودآوری می رسد و نیاز به سرمایه چندانی پس از تأسیس ندارند اما باید بدانند که ممکن است شرکت در چند ماه اول بسته به عملکرد، به سود آوری و درآمد نرسد. اینجاست که داشتن سرمایه به شرکت قابلیت صبور بودن و تمرکز بر اهداف بلند مدت که عامل ایجاد یک شرکت سالم و سودآور است، می دهد.

فن آوری

شرکت های خوب، راه هایی برای هوشمندسازی فن آوری پیدا می کنند. شرکت های نتورک هوشمند بسیاری از موانع را برای دریافت سفارشات برای مشتری حذف کرده اند تا سفارشات در سریع ترین زمان و به سادگی به دست مشتری برسد. آنها راه هایی برای ایجاد ارتباط آسان تر با مصرف کننده نهایی از طریق اپلیکیشن های تلفن همراه، رسانه های اجتماعی و ... برای جلوگیری از اتلاف وقت بازاریابان و مصرف کنندگان نهایی با استفاده از تکنولوژی فراهم نموده اند. همچنین با استفاده از فن آوری راه هایی برای آموزش و ارتباط بیشتر با بازاریابان ارائه کرده اند . تیم شرکت نیز نیاز به استفاده از تکنولوژی برای افزایش گردش کار دارد.

با هلدینگ بزرگ عطاکو در سایت atamlm.ir همراه ما باشید.

بهترین شرکت بازاریابی شبکه ای کدام است؟(بخش اول)

 همواره سؤالات زیادی مبنی بر اینکه به کدامیک از شرکت های بازاریابی شبکه ای بپیوندیم، دریافت کردیم. پاسخ ما در مورد این سؤال این است که شما می بایست موارد کلیدی را که از علائم یک شرکت خوب و حرفه ای می باشد، بررسی کنید و سپس خودتان برآورد و انتخاب نمایید.

کوین تامپسون (kevin Thompson) یکی از بهترین وکلای ایالات متحده است که به بررسی بازاریابی شبکه ای پرداخته است و نه مورد از عواملی که نشان از شرکت بازاریابی مناسب است را این گونه شرح می دهد:

محصول بی نظیر رقابتی

یک شرکت خوب، می بایست با عرضه محصولات خوب و رقابتی، نیروهای فروش( بازاریابان) خود را حمایت کند. فروش محصول در این دوران اقتصادی و با رقبای بسیار، کار آسانی نیست و اگر شرکت محصول با کیفیت و با قیمت مناسب ارائه ندهد، فروش برای نیروهای فروش بسیار سخت تر نیز می شود که این امر موجب افت فروش بازاریاب و شرکت می شود. بر طبق نظر toy russ، اگر محصولات مشابه با قیمتی قابل رقابت و مناسب تر قابل دسترس باشد، ورشکستگی شرکت و ضرر عوامل فروش اجتناب ناپذیر است.

عدم وجود فریب و اغواگری در فعالیت

معاملات محرمانه زمانی صورت می گیرد که یک شرکت انگیزه های واهی را وسیله ای برای تطمیع توزیع کنندگان با تجربه دیگر شرکت ها قرار می دهد. این انگیزه های واهی اغلب به شکل های مختلفی چون وعده پول، جایگاه پیشنهادی در genealogy، افزایش درآمد در طرح درآمدی و ... به لیدرها عرضه می شود. اگر به تاریخچه شرکت هایی که در کار خود درگیر بوده اند نگاهی بیاندازید، می بینید این روند را طی کرده اند و به یک سود دهی بزرگ مقطعی رسیده اند اما پس از مدت بسیار کوتاهی به شدت افت کرده اند. در این میان چه کسی بیشترین ضرر را می کند؟ تمام بازاریابان میانی که با وعده فریبنده افراد بالاسری شیفت داده و از شرکتی به شرکت دیگر رفته اند. بنابراین این گونه شرکت ها مناسب فعالیت نیستند.

راه سود آوری

شرکت های هوشمند وقت زیادی را صرف این می کنند که راه هایی برای سود آوری زودهنگام نیروی فروش خود پیدا می کنند. این راه ها می تواند ایجاد یک پلن درآمد زایی مناسب یا آموزش صحیح یا .. باشد.

زمانی که نیروی فروش و توزیع کنندگان  به سود مد نظر دست یابند، کمتر تمایل به ترک شرکت و یا شکایت به مراجع و قانون گذاران دارند و شرکت نیز وقت کمتری را صرف حل و فصل این موارد می کند. در واقع سود آوری به معنی این است که فرد بیش از هزینه آورده خود درآمد کسب کند. 

 راهبری با تجربه

در این صنعت، برای موفقیت به بیش از یک ایده نیاز است. نیاز به عملی شدن ایده ها داریم و عملی شدن نیاز به دانش عمیق دارد. دانش عمیق به درک گسترده ای از نکات دقیق و جزئی اشاره دارد که در این صنعت تنها از طریق سالها تجربه به دست می آید. بنابراین لیدر های با تجربه و آگاه می دانند که چگونه از سردرگمی نجات پیدا کنید و به سمت صرفه جویی در منابع و همچنین سود آوری روی آورید. آنها شما را به راه موفق هدایت و تشویق می کنند و به شما آموزش می دهند که چگونه در وقت لزوم پیگیر مطالبات خود از شرکت باشید.

منبع:mlmbook

با هلدینگ بزرگ عطاکو در سایت atamlm.ir همراه ما باشید. 

آیا بازاریابی شبکه ای یک تجارت واقعی است؟(اریک ووری)

همیشه می شنوم، “بازاریابی شبکه ای یک تجارت واقعی نیست.” نمی دانم که آیا افرادی که این را می‌گویند فقط اطلاعات غلط دارند یا هرگز زمانی را صرف پی بردن به واقعیت بازاریابی شبکه ای نکرده اند. فکر می کنم انجام مقایسه مفید واقع شود.

"اریک ووری"

بر اساس دیکشنری وبستر، “یک کسب و کار، شغل، حرفه یا تجارتی منظم است. (همچنین) تمرین امرار معاش با مشارکت در تجارت.”

این سوال به سرعت در ذهن می آید که: “تجارت چیست؟” این تعریف به عنوان “فعالیت خرید یا فروش، به ویژه در مقیاس وسیع و ارتباطات اجتماعی بین مردم است.”

بنابراین، بر اساس تعریف، “یک تجارت واقعی” آن است که درآمد شخص را فراهم می کند و این درآمد حاصل خرید یا فروش است.

بازاریابی شبکه ای چیست؟

بازاریابی شبکه ای این گونه تعریف می‌شود: “یک نوع فرصت کسب و کار بسیار محبوب برای افرادی که به دنبال کسب و کار پاره وقت و یا انعطاف پذیر هستند. به طور خاص، جنبه اجتماعی تجارت را برای تولید منحصر به فرد، فروش و استخدام به کار می‌گیرد.”

بر اساس این تعریف، بازاریابی شبکه ای، کاملا به عنوان یک “تجارت واقعی” به نظر می رسد. اما…

چرا بسیاری از مردم به آن به عنوان یک طرح هرمی فکر می کنند؟ چرا بسیاری از مردم فکر می کنند که باید یک فروشنده بزرگ باشید تا پولی به دست آورید؟ اینها پرسش هایی هستند که من امیدوارم بتوانم در این مقاله پاسخ بدهم.

  نا کجا آباد (سرزمین خیالی)

از همان ابتدا، نتورک مارکتینگ از موضوع فعالیت خود دور شد. گفته می شد”رویاهایتان را بفروشید”. منظورشان این بودکه مردم به سبک های زندگی ممکن خود باور داشته باشند و به آنها ملحق شوند. هرگز دربارۀ شکست ها صحبت نکنید، هرگز دربارۀ بحث و جدل ها صحبت نکنید، فقط به آنها نشان دهید که این شبکه چه قدر می‌‌تواند روزی بزرگ شود.

مشکل این روش تفکر این است که زمینه جدیدی را برای شکست ایجاد می کند. آنها به این باور می‌رسند که این امر آسان خواهد بود، یا اینکه نیاز به کار یا تلاش نخواهد داشت و وقتی که متوجه شوند که افکار ابتدایی شان کاملا نادرست است، انصراف می‌دهند.

آیا می‌توانید میزان شکست کسب و کارهای کوچک را تصور کنید اگر ۷۵ درصد از مردم به این فکر کنند که، “محصولات من خیلی خوب هستند و خودشان به فروش میرسند؟”. آیا می‌توانید تصور کنید که چقدر ورشکستگی کسب و کارهای کوچک اتفاق می‌افتد اگر صاحبان آنها به این فکر کنند که “همه چیزی که باید انجام دهم این است که ۵ مشتری را پیدا کنم و هرکدام آنها به ۵ نفر دیگر می گویند.”؟

ام ال مارکتینگ چنین بد نامی ای دارد و به خاطر این است که در آن فروش بیش از پیش اتفاق می افتد. حقیقت را به مردم بگویید، از آسیب پذیری نهراسید. رابطه ایجاد کنید و رویا های خود را به فروش نرسانید.

“این یک طرح هرمی است.”

اگر تا کنون به آن پی نبرده اید، تقریبا هر کسب و کار به همین شیوه سازماندهی شده است. یک مالک یا مدیرعامل وجود دارد و معمولا دو مدیر اجرایی (کارگزار) زیر نظر آنها هستند. در زیر نظر این کارگزاران، مجموعه ای از مدیران وجود دارند، و مجموعه ای از کارکنان هم تحت نظر آنها است.

به نظر آشناست؟

ساختار هرمی در هزاران، یا حتی میلیون ها تجارت در سراسر جهان به چشم می‌خورد. شخصا زمانی که مردم این را به من می گویند دوست دارم. به سادگی پاسخ می‌دهم “پس هر تجارت باید یک طرح هرمی باشد”. آنها معمولا نمی دانند چگونه پاسخ دهند.

مسئله پیش رو این است که بسیاری از مردم از این شیوه تفکر استفاده می‌کنند تا بازاریابی شبکه ای را به عنوان “تجارت واقعی” رد کنند.

یک بار دیگر میگویم، به اعتقاد من این خطا از طرف ماست.

اولا ما نباید فرض کنیم مردم درکی از ساختار های کسب و کار داشته باشند. بسیاری از افرادی که با آنها برخورد میکنیم که برای راه اندازی یک تجارت اقدام می‌کنند هرگز خودشان تاکنون کسب وکارخود راراه نینداخته اند. به یاد داشته باشید، همیشه هر کجا که هستید دیدگاه خودتان را داشته باشید. فرض نکنید که آنها از هر چیزی آگاهی دارند. عجله نکنید و به آرامی و با حوصله مراحل معرفی را برای آنها انجام دهید.

دوم، اطمینان حاصل کنید که دیدگاه خود را از چگونگی شکل گیری کسب و کار به آنها آموزش داده اید قبل از اینکه آنها فرصت اعتراض به شما و استفاده ازجمله “این یک طرح هرمی است” را داشته باشند .اگر خیلی قبل تر از اینکه فرصت خود را در اختیارشان بگذارید، گفت و گوی خود را درباره ساختار تجارت و نحوه شکل گیری آنها شروع کنید، اکنون میدانید که آنها می‌فهمند.

"من یک فروشنده نیستم “

یکی از رایج ترین پاسخ هایی که می‌شنوم این است که “من مثل تو یک فروشنده نیستم “. اگر اعتراض را از مشتری احتمالی خود دریافت می کنید، دو چیز متفاوت در حال انجام است.

اول اینکه آنها شما را به عنوان یک فروشنده می‌شناسند. محتوای پیام شما درباره فروش است. وقتی آنها از شما می‌پرسند که چه کاری انجام می دهید؟ پاسخ می دهید: “من __________ می فروشم” مهم است که به یاد داشته باشید که شما یک فروشنده نیستید، یک مشاورید، شما به مردم در مورد چگونگی زندگی بهتر مشاوره می‌دهید. شما در مورد چگونگی افزودن یک جریان اضافی درآمد رایزنی می کنید. اگر مانند یک مشاور صحبت و عمل کنید ، همکارانتان یا دیگران دیگر شما را به عنوان یک فروشنده نمی شناسند.

دوم، در طول دعوت خود (به همکاری)، شما درحال فروش هستید. خیلی سخت است که با ایده شروع کسب وکار به کسی چیزی بفروشید. آنها حتی قبل از اینکه شما را ملاقات کنند اگر تا کنون اقدام به کار آفرینی کرده باشند خودشان این چیز ها را می‌دانند. نیازی نیست که برای شروع یک تجارت بازاریابی شبکه ای به کسی چیزی بفروشید. داستان خود را برایشان تعریف کنید. به آنها بگویید که روند کار چطور بوده و چه تغییراتی را اکنون در زندگی خود مشاهده می‌کنید و بحث را همان جا متوقف کنید.

بنابراین بسیاری از این مسائل ناشی از فقدان یک مهارت واحد است. بازاریابی شبکه ای افزون بر فروش ناشی از ترس از رد شدن است. چون می‌ترسیم که یک استخدام جدید را از دست بدهیم زیاد قول میدهیم. اعتراضاتی مانند “این یک طرح هرمی” است ناشی از شکست در ایجاد یک رابطه قبل از دعوت است. در نهایت، اعتراضاتی چون”من یک فروشنده مثل تونیستم” از یک وضعیت ضعیف ناشی می شود. ما خودمان را طوری نشان نمی دهیم (کاری نمی کنیم) که مشتری چیزی راکه ما می‌خواهیم، بخواهد.

با هلدینگ بزرگ عطاکو در سایت atamlm.ir همراه ما باشید.

آیا بازاریابی شبکه ای یک تجارت واقعی است؟(اریک ووری)

همیشه می شنوم، “بازاریابی شبکه ای یک تجارت واقعی نیست.” نمی دانم که آیا افرادی که این را می‌گویند فقط اطلاعات غلط دارند یا هرگز زمانی را صرف پی بردن به واقعیت بازاریابی شبکه ای نکرده اند. فکر می کنم انجام مقایسه مفید واقع شود.

"اریک ووری"

بر اساس دیکشنری وبستر، “یک کسب و کار، شغل، حرفه یا تجارتی منظم است. (همچنین) تمرین امرار معاش با مشارکت در تجارت.”

این سوال به سرعت در ذهن می آید که: “تجارت چیست؟” این تعریف به عنوان “فعالیت خرید یا فروش، به ویژه در مقیاس وسیع و ارتباطات اجتماعی بین مردم است.”

بنابراین، بر اساس تعریف، “یک تجارت واقعی” آن است که درآمد شخص را فراهم می کند و این درآمد حاصل خرید یا فروش است.

بازاریابی شبکه ای چیست؟

بازاریابی شبکه ای این گونه تعریف می‌شود: “یک نوع فرصت کسب و کار بسیار محبوب برای افرادی که به دنبال کسب و کار پاره وقت و یا انعطاف پذیر هستند. به طور خاص، جنبه اجتماعی تجارت را برای تولید منحصر به فرد، فروش و استخدام به کار می‌گیرد.”

بر اساس این تعریف، بازاریابی شبکه ای، کاملا به عنوان یک “تجارت واقعی” به نظر می رسد. اما…

چرا بسیاری از مردم به آن به عنوان یک طرح هرمی فکر می کنند؟ چرا بسیاری از مردم فکر می کنند که باید یک فروشنده بزرگ باشید تا پولی به دست آورید؟ اینها پرسش هایی هستند که من امیدوارم بتوانم در این مقاله پاسخ بدهم.

  نا کجا آباد (سرزمین خیالی)

از همان ابتدا، نتورک مارکتینگ از موضوع فعالیت خود دور شد. گفته می شد”رویاهایتان را بفروشید”. منظورشان این بودکه مردم به سبک های زندگی ممکن خود باور داشته باشند و به آنها ملحق شوند. هرگز دربارۀ شکست ها صحبت نکنید، هرگز دربارۀ بحث و جدل ها صحبت نکنید، فقط به آنها نشان دهید که این شبکه چه قدر می‌‌تواند روزی بزرگ شود.

مشکل این روش تفکر این است که زمینه جدیدی را برای شکست ایجاد می کند. آنها به این باور می‌رسند که این امر آسان خواهد بود، یا اینکه نیاز به کار یا تلاش نخواهد داشت و وقتی که متوجه شوند که افکار ابتدایی شان کاملا نادرست است، انصراف می‌دهند.

آیا می‌توانید میزان شکست کسب و کارهای کوچک را تصور کنید اگر ۷۵ درصد از مردم به این فکر کنند که، “محصولات من خیلی خوب هستند و خودشان به فروش میرسند؟”. آیا می‌توانید تصور کنید که چقدر ورشکستگی کسب و کارهای کوچک اتفاق می‌افتد اگر صاحبان آنها به این فکر کنند که “همه چیزی که باید انجام دهم این است که ۵ مشتری را پیدا کنم و هرکدام آنها به ۵ نفر دیگر می گویند.”؟

ام ال مارکتینگ چنین بد نامی ای دارد و به خاطر این است که در آن فروش بیش از پیش اتفاق می افتد. حقیقت را به مردم بگویید، از آسیب پذیری نهراسید. رابطه ایجاد کنید و رویا های خود را به فروش نرسانید.

“این یک طرح هرمی است.”

اگر تا کنون به آن پی نبرده اید، تقریبا هر کسب و کار به همین شیوه سازماندهی شده است. یک مالک یا مدیرعامل وجود دارد و معمولا دو مدیر اجرایی (کارگزار) زیر نظر آنها هستند. در زیر نظر این کارگزاران، مجموعه ای از مدیران وجود دارند، و مجموعه ای از کارکنان هم تحت نظر آنها است.

به نظر آشناست؟

ساختار هرمی در هزاران، یا حتی میلیون ها تجارت در سراسر جهان به چشم می‌خورد. شخصا زمانی که مردم این را به من می گویند دوست دارم. به سادگی پاسخ می‌دهم “پس هر تجارت باید یک طرح هرمی باشد”. آنها معمولا نمی دانند چگونه پاسخ دهند.

مسئله پیش رو این است که بسیاری از مردم از این شیوه تفکر استفاده می‌کنند تا بازاریابی شبکه ای را به عنوان “تجارت واقعی” رد کنند.

یک بار دیگر میگویم، به اعتقاد من این خطا از طرف ماست.

اولا ما نباید فرض کنیم مردم درکی از ساختار های کسب و کار داشته باشند. بسیاری از افرادی که با آنها برخورد میکنیم که برای راه اندازی یک تجارت اقدام می‌کنند هرگز خودشان تاکنون کسب وکارخود راراه نینداخته اند. به یاد داشته باشید، همیشه هر کجا که هستید دیدگاه خودتان را داشته باشید. فرض نکنید که آنها از هر چیزی آگاهی دارند. عجله نکنید و به آرامی و با حوصله مراحل معرفی را برای آنها انجام دهید.

دوم، اطمینان حاصل کنید که دیدگاه خود را از چگونگی شکل گیری کسب و کار به آنها آموزش داده اید قبل از اینکه آنها فرصت اعتراض به شما و استفاده ازجمله “این یک طرح هرمی است” را داشته باشند .اگر خیلی قبل تر از اینکه فرصت خود را در اختیارشان بگذارید، گفت و گوی خود را درباره ساختار تجارت و نحوه شکل گیری آنها شروع کنید، اکنون میدانید که آنها می‌فهمند.

"من یک فروشنده نیستم “

یکی از رایج ترین پاسخ هایی که می‌شنوم این است که “من مثل تو یک فروشنده نیستم “. اگر اعتراض را از مشتری احتمالی خود دریافت می کنید، دو چیز متفاوت در حال انجام است.

اول اینکه آنها شما را به عنوان یک فروشنده می‌شناسند. محتوای پیام شما درباره فروش است. وقتی آنها از شما می‌پرسند که چه کاری انجام می دهید؟ پاسخ می دهید: “من __________ می فروشم” مهم است که به یاد داشته باشید که شما یک فروشنده نیستید، یک مشاورید، شما به مردم در مورد چگونگی زندگی بهتر مشاوره می‌دهید. شما در مورد چگونگی افزودن یک جریان اضافی درآمد رایزنی می کنید. اگر مانند یک مشاور صحبت و عمل کنید ، همکارانتان یا دیگران دیگر شما را به عنوان یک فروشنده نمی شناسند.

دوم، در طول دعوت خود (به همکاری)، شما درحال فروش هستید. خیلی سخت است که با ایده شروع کسب وکار به کسی چیزی بفروشید. آنها حتی قبل از اینکه شما را ملاقات کنند اگر تا کنون اقدام به کار آفرینی کرده باشند خودشان این چیز ها را می‌دانند. نیازی نیست که برای شروع یک تجارت بازاریابی شبکه ای به کسی چیزی بفروشید. داستان خود را برایشان تعریف کنید. به آنها بگویید که روند کار چطور بوده و چه تغییراتی را اکنون در زندگی خود مشاهده می‌کنید و بحث را همان جا متوقف کنید.

بنابراین بسیاری از این مسائل ناشی از فقدان یک مهارت واحد است. بازاریابی شبکه ای افزون بر فروش ناشی از ترس از رد شدن است. چون می‌ترسیم که یک استخدام جدید را از دست بدهیم زیاد قول میدهیم. اعتراضاتی مانند “این یک طرح هرمی” است ناشی از شکست در ایجاد یک رابطه قبل از دعوت است. در نهایت، اعتراضاتی چون”من یک فروشنده مثل تونیستم” از یک وضعیت ضعیف ناشی می شود. ما خودمان را طوری نشان نمی دهیم (کاری نمی کنیم) که مشتری چیزی راکه ما می‌خواهیم، بخواهد.

با هلدینگ بزرگ عطاکو در سایت atamlm.ir همراه ما باشید.