atamlm

شرکت بازاریابی شبکه ای عطاکو فعال در زمینه نتورک مارکتینگ .

atamlm

شرکت بازاریابی شبکه ای عطاکو فعال در زمینه نتورک مارکتینگ .

بهترین شرکت بازاریابی شبکه ای کدام است؟(بخش اول)

 همواره سؤالات زیادی مبنی بر اینکه به کدامیک از شرکت های بازاریابی شبکه ای بپیوندیم، دریافت کردیم. پاسخ ما در مورد این سؤال این است که شما می بایست موارد کلیدی را که از علائم یک شرکت خوب و حرفه ای می باشد، بررسی کنید و سپس خودتان برآورد و انتخاب نمایید.

کوین تامپسون (kevin Thompson) یکی از بهترین وکلای ایالات متحده است که به بررسی بازاریابی شبکه ای پرداخته است و نه مورد از عواملی که نشان از شرکت بازاریابی مناسب است را این گونه شرح می دهد:

محصول بی نظیر رقابتی

یک شرکت خوب، می بایست با عرضه محصولات خوب و رقابتی، نیروهای فروش( بازاریابان) خود را حمایت کند. فروش محصول در این دوران اقتصادی و با رقبای بسیار، کار آسانی نیست و اگر شرکت محصول با کیفیت و با قیمت مناسب ارائه ندهد، فروش برای نیروهای فروش بسیار سخت تر نیز می شود که این امر موجب افت فروش بازاریاب و شرکت می شود. بر طبق نظر toy russ، اگر محصولات مشابه با قیمتی قابل رقابت و مناسب تر قابل دسترس باشد، ورشکستگی شرکت و ضرر عوامل فروش اجتناب ناپذیر است.

عدم وجود فریب و اغواگری در فعالیت

معاملات محرمانه زمانی صورت می گیرد که یک شرکت انگیزه های واهی را وسیله ای برای تطمیع توزیع کنندگان با تجربه دیگر شرکت ها قرار می دهد. این انگیزه های واهی اغلب به شکل های مختلفی چون وعده پول، جایگاه پیشنهادی در genealogy، افزایش درآمد در طرح درآمدی و ... به لیدرها عرضه می شود. اگر به تاریخچه شرکت هایی که در کار خود درگیر بوده اند نگاهی بیاندازید، می بینید این روند را طی کرده اند و به یک سود دهی بزرگ مقطعی رسیده اند اما پس از مدت بسیار کوتاهی به شدت افت کرده اند. در این میان چه کسی بیشترین ضرر را می کند؟ تمام بازاریابان میانی که با وعده فریبنده افراد بالاسری شیفت داده و از شرکتی به شرکت دیگر رفته اند. بنابراین این گونه شرکت ها مناسب فعالیت نیستند.

راه سود آوری

شرکت های هوشمند وقت زیادی را صرف این می کنند که راه هایی برای سود آوری زودهنگام نیروی فروش خود پیدا می کنند. این راه ها می تواند ایجاد یک پلن درآمد زایی مناسب یا آموزش صحیح یا .. باشد.

زمانی که نیروی فروش و توزیع کنندگان  به سود مد نظر دست یابند، کمتر تمایل به ترک شرکت و یا شکایت به مراجع و قانون گذاران دارند و شرکت نیز وقت کمتری را صرف حل و فصل این موارد می کند. در واقع سود آوری به معنی این است که فرد بیش از هزینه آورده خود درآمد کسب کند. 

 راهبری با تجربه

در این صنعت، برای موفقیت به بیش از یک ایده نیاز است. نیاز به عملی شدن ایده ها داریم و عملی شدن نیاز به دانش عمیق دارد. دانش عمیق به درک گسترده ای از نکات دقیق و جزئی اشاره دارد که در این صنعت تنها از طریق سالها تجربه به دست می آید. بنابراین لیدر های با تجربه و آگاه می دانند که چگونه از سردرگمی نجات پیدا کنید و به سمت صرفه جویی در منابع و همچنین سود آوری روی آورید. آنها شما را به راه موفق هدایت و تشویق می کنند و به شما آموزش می دهند که چگونه در وقت لزوم پیگیر مطالبات خود از شرکت باشید.

منبع:mlmbook

با هلدینگ بزرگ عطاکو در سایت atamlm.ir همراه ما باشید. 

آیا بازاریابی شبکه ای یک تجارت واقعی است؟(اریک ووری)

همیشه می شنوم، “بازاریابی شبکه ای یک تجارت واقعی نیست.” نمی دانم که آیا افرادی که این را می‌گویند فقط اطلاعات غلط دارند یا هرگز زمانی را صرف پی بردن به واقعیت بازاریابی شبکه ای نکرده اند. فکر می کنم انجام مقایسه مفید واقع شود.

"اریک ووری"

بر اساس دیکشنری وبستر، “یک کسب و کار، شغل، حرفه یا تجارتی منظم است. (همچنین) تمرین امرار معاش با مشارکت در تجارت.”

این سوال به سرعت در ذهن می آید که: “تجارت چیست؟” این تعریف به عنوان “فعالیت خرید یا فروش، به ویژه در مقیاس وسیع و ارتباطات اجتماعی بین مردم است.”

بنابراین، بر اساس تعریف، “یک تجارت واقعی” آن است که درآمد شخص را فراهم می کند و این درآمد حاصل خرید یا فروش است.

بازاریابی شبکه ای چیست؟

بازاریابی شبکه ای این گونه تعریف می‌شود: “یک نوع فرصت کسب و کار بسیار محبوب برای افرادی که به دنبال کسب و کار پاره وقت و یا انعطاف پذیر هستند. به طور خاص، جنبه اجتماعی تجارت را برای تولید منحصر به فرد، فروش و استخدام به کار می‌گیرد.”

بر اساس این تعریف، بازاریابی شبکه ای، کاملا به عنوان یک “تجارت واقعی” به نظر می رسد. اما…

چرا بسیاری از مردم به آن به عنوان یک طرح هرمی فکر می کنند؟ چرا بسیاری از مردم فکر می کنند که باید یک فروشنده بزرگ باشید تا پولی به دست آورید؟ اینها پرسش هایی هستند که من امیدوارم بتوانم در این مقاله پاسخ بدهم.

  نا کجا آباد (سرزمین خیالی)

از همان ابتدا، نتورک مارکتینگ از موضوع فعالیت خود دور شد. گفته می شد”رویاهایتان را بفروشید”. منظورشان این بودکه مردم به سبک های زندگی ممکن خود باور داشته باشند و به آنها ملحق شوند. هرگز دربارۀ شکست ها صحبت نکنید، هرگز دربارۀ بحث و جدل ها صحبت نکنید، فقط به آنها نشان دهید که این شبکه چه قدر می‌‌تواند روزی بزرگ شود.

مشکل این روش تفکر این است که زمینه جدیدی را برای شکست ایجاد می کند. آنها به این باور می‌رسند که این امر آسان خواهد بود، یا اینکه نیاز به کار یا تلاش نخواهد داشت و وقتی که متوجه شوند که افکار ابتدایی شان کاملا نادرست است، انصراف می‌دهند.

آیا می‌توانید میزان شکست کسب و کارهای کوچک را تصور کنید اگر ۷۵ درصد از مردم به این فکر کنند که، “محصولات من خیلی خوب هستند و خودشان به فروش میرسند؟”. آیا می‌توانید تصور کنید که چقدر ورشکستگی کسب و کارهای کوچک اتفاق می‌افتد اگر صاحبان آنها به این فکر کنند که “همه چیزی که باید انجام دهم این است که ۵ مشتری را پیدا کنم و هرکدام آنها به ۵ نفر دیگر می گویند.”؟

ام ال مارکتینگ چنین بد نامی ای دارد و به خاطر این است که در آن فروش بیش از پیش اتفاق می افتد. حقیقت را به مردم بگویید، از آسیب پذیری نهراسید. رابطه ایجاد کنید و رویا های خود را به فروش نرسانید.

“این یک طرح هرمی است.”

اگر تا کنون به آن پی نبرده اید، تقریبا هر کسب و کار به همین شیوه سازماندهی شده است. یک مالک یا مدیرعامل وجود دارد و معمولا دو مدیر اجرایی (کارگزار) زیر نظر آنها هستند. در زیر نظر این کارگزاران، مجموعه ای از مدیران وجود دارند، و مجموعه ای از کارکنان هم تحت نظر آنها است.

به نظر آشناست؟

ساختار هرمی در هزاران، یا حتی میلیون ها تجارت در سراسر جهان به چشم می‌خورد. شخصا زمانی که مردم این را به من می گویند دوست دارم. به سادگی پاسخ می‌دهم “پس هر تجارت باید یک طرح هرمی باشد”. آنها معمولا نمی دانند چگونه پاسخ دهند.

مسئله پیش رو این است که بسیاری از مردم از این شیوه تفکر استفاده می‌کنند تا بازاریابی شبکه ای را به عنوان “تجارت واقعی” رد کنند.

یک بار دیگر میگویم، به اعتقاد من این خطا از طرف ماست.

اولا ما نباید فرض کنیم مردم درکی از ساختار های کسب و کار داشته باشند. بسیاری از افرادی که با آنها برخورد میکنیم که برای راه اندازی یک تجارت اقدام می‌کنند هرگز خودشان تاکنون کسب وکارخود راراه نینداخته اند. به یاد داشته باشید، همیشه هر کجا که هستید دیدگاه خودتان را داشته باشید. فرض نکنید که آنها از هر چیزی آگاهی دارند. عجله نکنید و به آرامی و با حوصله مراحل معرفی را برای آنها انجام دهید.

دوم، اطمینان حاصل کنید که دیدگاه خود را از چگونگی شکل گیری کسب و کار به آنها آموزش داده اید قبل از اینکه آنها فرصت اعتراض به شما و استفاده ازجمله “این یک طرح هرمی است” را داشته باشند .اگر خیلی قبل تر از اینکه فرصت خود را در اختیارشان بگذارید، گفت و گوی خود را درباره ساختار تجارت و نحوه شکل گیری آنها شروع کنید، اکنون میدانید که آنها می‌فهمند.

"من یک فروشنده نیستم “

یکی از رایج ترین پاسخ هایی که می‌شنوم این است که “من مثل تو یک فروشنده نیستم “. اگر اعتراض را از مشتری احتمالی خود دریافت می کنید، دو چیز متفاوت در حال انجام است.

اول اینکه آنها شما را به عنوان یک فروشنده می‌شناسند. محتوای پیام شما درباره فروش است. وقتی آنها از شما می‌پرسند که چه کاری انجام می دهید؟ پاسخ می دهید: “من __________ می فروشم” مهم است که به یاد داشته باشید که شما یک فروشنده نیستید، یک مشاورید، شما به مردم در مورد چگونگی زندگی بهتر مشاوره می‌دهید. شما در مورد چگونگی افزودن یک جریان اضافی درآمد رایزنی می کنید. اگر مانند یک مشاور صحبت و عمل کنید ، همکارانتان یا دیگران دیگر شما را به عنوان یک فروشنده نمی شناسند.

دوم، در طول دعوت خود (به همکاری)، شما درحال فروش هستید. خیلی سخت است که با ایده شروع کسب وکار به کسی چیزی بفروشید. آنها حتی قبل از اینکه شما را ملاقات کنند اگر تا کنون اقدام به کار آفرینی کرده باشند خودشان این چیز ها را می‌دانند. نیازی نیست که برای شروع یک تجارت بازاریابی شبکه ای به کسی چیزی بفروشید. داستان خود را برایشان تعریف کنید. به آنها بگویید که روند کار چطور بوده و چه تغییراتی را اکنون در زندگی خود مشاهده می‌کنید و بحث را همان جا متوقف کنید.

بنابراین بسیاری از این مسائل ناشی از فقدان یک مهارت واحد است. بازاریابی شبکه ای افزون بر فروش ناشی از ترس از رد شدن است. چون می‌ترسیم که یک استخدام جدید را از دست بدهیم زیاد قول میدهیم. اعتراضاتی مانند “این یک طرح هرمی” است ناشی از شکست در ایجاد یک رابطه قبل از دعوت است. در نهایت، اعتراضاتی چون”من یک فروشنده مثل تونیستم” از یک وضعیت ضعیف ناشی می شود. ما خودمان را طوری نشان نمی دهیم (کاری نمی کنیم) که مشتری چیزی راکه ما می‌خواهیم، بخواهد.

با هلدینگ بزرگ عطاکو در سایت atamlm.ir همراه ما باشید.

آیا بازاریابی شبکه ای یک تجارت واقعی است؟(اریک ووری)

همیشه می شنوم، “بازاریابی شبکه ای یک تجارت واقعی نیست.” نمی دانم که آیا افرادی که این را می‌گویند فقط اطلاعات غلط دارند یا هرگز زمانی را صرف پی بردن به واقعیت بازاریابی شبکه ای نکرده اند. فکر می کنم انجام مقایسه مفید واقع شود.

"اریک ووری"

بر اساس دیکشنری وبستر، “یک کسب و کار، شغل، حرفه یا تجارتی منظم است. (همچنین) تمرین امرار معاش با مشارکت در تجارت.”

این سوال به سرعت در ذهن می آید که: “تجارت چیست؟” این تعریف به عنوان “فعالیت خرید یا فروش، به ویژه در مقیاس وسیع و ارتباطات اجتماعی بین مردم است.”

بنابراین، بر اساس تعریف، “یک تجارت واقعی” آن است که درآمد شخص را فراهم می کند و این درآمد حاصل خرید یا فروش است.

بازاریابی شبکه ای چیست؟

بازاریابی شبکه ای این گونه تعریف می‌شود: “یک نوع فرصت کسب و کار بسیار محبوب برای افرادی که به دنبال کسب و کار پاره وقت و یا انعطاف پذیر هستند. به طور خاص، جنبه اجتماعی تجارت را برای تولید منحصر به فرد، فروش و استخدام به کار می‌گیرد.”

بر اساس این تعریف، بازاریابی شبکه ای، کاملا به عنوان یک “تجارت واقعی” به نظر می رسد. اما…

چرا بسیاری از مردم به آن به عنوان یک طرح هرمی فکر می کنند؟ چرا بسیاری از مردم فکر می کنند که باید یک فروشنده بزرگ باشید تا پولی به دست آورید؟ اینها پرسش هایی هستند که من امیدوارم بتوانم در این مقاله پاسخ بدهم.

  نا کجا آباد (سرزمین خیالی)

از همان ابتدا، نتورک مارکتینگ از موضوع فعالیت خود دور شد. گفته می شد”رویاهایتان را بفروشید”. منظورشان این بودکه مردم به سبک های زندگی ممکن خود باور داشته باشند و به آنها ملحق شوند. هرگز دربارۀ شکست ها صحبت نکنید، هرگز دربارۀ بحث و جدل ها صحبت نکنید، فقط به آنها نشان دهید که این شبکه چه قدر می‌‌تواند روزی بزرگ شود.

مشکل این روش تفکر این است که زمینه جدیدی را برای شکست ایجاد می کند. آنها به این باور می‌رسند که این امر آسان خواهد بود، یا اینکه نیاز به کار یا تلاش نخواهد داشت و وقتی که متوجه شوند که افکار ابتدایی شان کاملا نادرست است، انصراف می‌دهند.

آیا می‌توانید میزان شکست کسب و کارهای کوچک را تصور کنید اگر ۷۵ درصد از مردم به این فکر کنند که، “محصولات من خیلی خوب هستند و خودشان به فروش میرسند؟”. آیا می‌توانید تصور کنید که چقدر ورشکستگی کسب و کارهای کوچک اتفاق می‌افتد اگر صاحبان آنها به این فکر کنند که “همه چیزی که باید انجام دهم این است که ۵ مشتری را پیدا کنم و هرکدام آنها به ۵ نفر دیگر می گویند.”؟

ام ال مارکتینگ چنین بد نامی ای دارد و به خاطر این است که در آن فروش بیش از پیش اتفاق می افتد. حقیقت را به مردم بگویید، از آسیب پذیری نهراسید. رابطه ایجاد کنید و رویا های خود را به فروش نرسانید.

“این یک طرح هرمی است.”

اگر تا کنون به آن پی نبرده اید، تقریبا هر کسب و کار به همین شیوه سازماندهی شده است. یک مالک یا مدیرعامل وجود دارد و معمولا دو مدیر اجرایی (کارگزار) زیر نظر آنها هستند. در زیر نظر این کارگزاران، مجموعه ای از مدیران وجود دارند، و مجموعه ای از کارکنان هم تحت نظر آنها است.

به نظر آشناست؟

ساختار هرمی در هزاران، یا حتی میلیون ها تجارت در سراسر جهان به چشم می‌خورد. شخصا زمانی که مردم این را به من می گویند دوست دارم. به سادگی پاسخ می‌دهم “پس هر تجارت باید یک طرح هرمی باشد”. آنها معمولا نمی دانند چگونه پاسخ دهند.

مسئله پیش رو این است که بسیاری از مردم از این شیوه تفکر استفاده می‌کنند تا بازاریابی شبکه ای را به عنوان “تجارت واقعی” رد کنند.

یک بار دیگر میگویم، به اعتقاد من این خطا از طرف ماست.

اولا ما نباید فرض کنیم مردم درکی از ساختار های کسب و کار داشته باشند. بسیاری از افرادی که با آنها برخورد میکنیم که برای راه اندازی یک تجارت اقدام می‌کنند هرگز خودشان تاکنون کسب وکارخود راراه نینداخته اند. به یاد داشته باشید، همیشه هر کجا که هستید دیدگاه خودتان را داشته باشید. فرض نکنید که آنها از هر چیزی آگاهی دارند. عجله نکنید و به آرامی و با حوصله مراحل معرفی را برای آنها انجام دهید.

دوم، اطمینان حاصل کنید که دیدگاه خود را از چگونگی شکل گیری کسب و کار به آنها آموزش داده اید قبل از اینکه آنها فرصت اعتراض به شما و استفاده ازجمله “این یک طرح هرمی است” را داشته باشند .اگر خیلی قبل تر از اینکه فرصت خود را در اختیارشان بگذارید، گفت و گوی خود را درباره ساختار تجارت و نحوه شکل گیری آنها شروع کنید، اکنون میدانید که آنها می‌فهمند.

"من یک فروشنده نیستم “

یکی از رایج ترین پاسخ هایی که می‌شنوم این است که “من مثل تو یک فروشنده نیستم “. اگر اعتراض را از مشتری احتمالی خود دریافت می کنید، دو چیز متفاوت در حال انجام است.

اول اینکه آنها شما را به عنوان یک فروشنده می‌شناسند. محتوای پیام شما درباره فروش است. وقتی آنها از شما می‌پرسند که چه کاری انجام می دهید؟ پاسخ می دهید: “من __________ می فروشم” مهم است که به یاد داشته باشید که شما یک فروشنده نیستید، یک مشاورید، شما به مردم در مورد چگونگی زندگی بهتر مشاوره می‌دهید. شما در مورد چگونگی افزودن یک جریان اضافی درآمد رایزنی می کنید. اگر مانند یک مشاور صحبت و عمل کنید ، همکارانتان یا دیگران دیگر شما را به عنوان یک فروشنده نمی شناسند.

دوم، در طول دعوت خود (به همکاری)، شما درحال فروش هستید. خیلی سخت است که با ایده شروع کسب وکار به کسی چیزی بفروشید. آنها حتی قبل از اینکه شما را ملاقات کنند اگر تا کنون اقدام به کار آفرینی کرده باشند خودشان این چیز ها را می‌دانند. نیازی نیست که برای شروع یک تجارت بازاریابی شبکه ای به کسی چیزی بفروشید. داستان خود را برایشان تعریف کنید. به آنها بگویید که روند کار چطور بوده و چه تغییراتی را اکنون در زندگی خود مشاهده می‌کنید و بحث را همان جا متوقف کنید.

بنابراین بسیاری از این مسائل ناشی از فقدان یک مهارت واحد است. بازاریابی شبکه ای افزون بر فروش ناشی از ترس از رد شدن است. چون می‌ترسیم که یک استخدام جدید را از دست بدهیم زیاد قول میدهیم. اعتراضاتی مانند “این یک طرح هرمی” است ناشی از شکست در ایجاد یک رابطه قبل از دعوت است. در نهایت، اعتراضاتی چون”من یک فروشنده مثل تونیستم” از یک وضعیت ضعیف ناشی می شود. ما خودمان را طوری نشان نمی دهیم (کاری نمی کنیم) که مشتری چیزی راکه ما می‌خواهیم، بخواهد.

با هلدینگ بزرگ عطاکو در سایت atamlm.ir همراه ما باشید.

چرا در کار خود ناامید می شویم؟

بعضی وقت ها به دلیل اینکه مشکلاتمان بیشتر از حد تصورمان طولانی می شوند، دیگر خسته و ناامید می شویم. 

ذهن شما بهانه های خیلی خوبی به شما می دهد، مثلاً اینکه خیلی خسته شدم و دیگر نمی توانم اعتیادم را ترک کنم، خیلی خسته شدم و دیگر نمی توانم به کارم باور داشته باشم، اگر همواره به این افکار توجه کنید به خستگی اجازه می دهید بر شما غلبه کند. وقتی مشکلات بیشتر از آنچه که انتظارش را داریم ادامه پیدا می کنند، ما سخت کار کردیم اما هیچ رشدی مشاهده نکردیم، ما ایمان داشتیم که روزی بچه دار خواهیم شد اما سال به سال می گذرد و ما هنوز بچه دار نشدیم، اینجا نقطه ای است که خستگی و ناامیدی به سراغ شما می آید. 

اگر دشمن شما در مرحله اول نتواند شما را شکست دهد استراتژی بعدی او این خواهد بود که شما را خسته کند، بسیاری از مردم در این مسیر خسته می شوند و کم می آورند. اجازه ندهید که افکار منفی شما را متقاعد کند که جایی که هستید بمانید و حرکت نکنید. ذهن شما بهانه های خیلی خوبی به شما می دهد، مثلاً اینکه خیلی خسته شدم و دیگر نمی توانم اعتیادم را ترک کنم، خیلی خسته شدم و دیگر نمی توانم به ازدواجم باور داشته باشم، خیلی خسته شدم و دیگر نمی توانم بیشتر از این در زندگی ام پیشرفت کنم، خیلی وقت است که دارم تلاش می کنم…

اگر همواره به این افکار توجه کنید به خستگی اجازه می دهید بر شما غلبه کند، در این صورت خسته تر، کسل تر، ناامیدتر و منفی تر از قبل می شوید. احساس خستگی اتفاقی در شما به وجود نمی آید بلکه ابتدا شما باید درها را به رویش باز کنید.

حال در این مقاله چند راه برای غلبه بر خستگی ها و ناامیدی ها برای شما ذکر می کنیم:

فکر کردن به زمان های بد زندگی خود

شاید این راه در ابتدا عاقلانه به نظر نرسد ولی وقتی به زمان های سخت زندگی خود فکر می کنید که با موفقیت آن ها را سپری کرده اید متوجه می شوید که شما انسان قدرتمند و توانمندی بودید که توانستید از اتفاقات عبور کنید. پس با انرژی بیشتری به مقابله با آن سختی ها خواهید رفت. اجازه دهید موفقیت های گذشته مجالی باشند برای موقعیت های آینده خود را ببینید .

در مورد احساسات خود حرف بزنید یا آنها را یادداشت کنید

نگه داشتن احساسات خود در دل باعث می شود تا از دیگران فاصله بگیریم.

بهتر است فرد مورد اعتماد و دلسوزی را پیدا و در مورد احساسات و افکار خود با او صحبت کنیم. این کار کمک می کند تا با فکر بازتر با مشکلات روبه رو شویم.

دور شدن از شرایط دشوار

وقتی در میان یک بحث نفرت انگیز یا سیاست های غلط اداری قرار دارید، نمی توانید به آسانی تصمیمات درست و منطقی اتخاذ کنید. همیشه گفته شده است فرار کردن از مشکلات به حل آنها کمک نمی کند و این تا حدی درست است، اما به این معنی هم نیست که به قدری در این شرایط و مشکلات غرق شوید که هیچ هوایی برای تنفس نداشته باشید و نتوانید مزایا و معایب تصمیمات خود را بسنجید.   این اتفاق شاید به وفور در زندگی رخ دهد، به همین دلیل بهتر است تا حد امکان خود را از شرایط سخت دور نگه دارید تا بتوانید به درستی فکر و تصمیم گیری کنید. این مساله کمک می کند تا فاصله ای برای بهتر فکر کردن پیدا کنید.

به خود یادآوری کنید که تنها نیستید

غرق شدن در مشکلات و تصور اینکه در دنیا یکه و تنها هستید بسیار ساده و در این شرایط به یاد آوردن اینکه کسی هست که ما را دوست دارد و نگران ماست، بسیار دشوار است. یکی از بهترین راه های مقابله با سختی ها در زندگی این است که همیشه به یاد داشته باشید در زندگی تنها نیستید.

در محیط نتورک مارکتینگ هم شما لیدرها و دوستانی دارید که حاضرند دانسته ها و اطلاعات خود را دراختیار شما قرار دهند و به شما برای طی مسیر بهتر کمک کنند.

نتیجه را قبول و با قوای بیشتر آن را حمایت کنید

در آخر، زمان آن رسیده تا با مشکلات رو در رو شوید. صرف نظر از اینکه مشکل شما چیست و آیا انتخاب شما سازنده هست یا خیر، زمان آن است که آنها را قبول و از آنها حمایت کنید. وقتی یکبار با مشکلی روبه رو می شوید در واقع آن را تجربه می کنید و همین تجربه به شما کمک می کند تا دفعه بعد که دوباره در شرایط مشابه قرار گرفتید، به آسانی زیر بار مشکلات کمر خم نکنید.   زندگی همیشه جریان دارد و زمان از حرکت نمی ایستد و این شما هستید که باید تصمیمات درست اتخاذ و همیشه رو به جلو حرکت کنید. هرگز در زندگی روی «چه می شد اگر» یا «ایکاش» دوئل نکنید. این مشکلات شاید زخمی روی دل شما بگذارند اما می توانید به واسطه آن تجربه و شخصیتی جدید کسب کنید.

با هلدینگ بزرگ عطاکو در سایت atamlm.ir همراه ما باشید.